داستان هاي عاشقانه

داستان های عاشقانه

بهزاد پگس

مگه کجا داری میری کمتر برس به خودت /گفتی ارایش غلیظمم به عشق

تو

همش ظاهر کار بود بازم چشام خیره میشه/ به ساعتو راحت با یه ادم

دیگه 

داری قدم میزنی عین خیالتم نیست/ تو اون شلوغیه دلت جایی برای من

نیست/ داری پز چیو میدی پز هرزه گریاتو؟ /منو ببخش که نداشتم قصد

بدی با تو

ازت نفرت دارم طبق عادته میخونم /الان کنار اون خیالت راحته میدونم/ که

همه جوره میمونه او تکیه گاهت شده/ فکرش نمیزاره یادی از عشق سابق

کنه/



برچسب‌ها: شعر عاشقانه
[ جمعه هشتم شهریور 1392 ] [ 0:29 ] [ محمد ] [ ]